لسان الملك سپهر
251
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
حضرت انشاد كرد كه اين بيت از آن است . بيت فآليت « 1 » لا ارثى « 2 » لها من كلالة « 3 » * و لا من وجى « 4 » حتّى ازور محمّدا و تصميم عزم داده كه ادراك خدمت آن حضرت كرده ايمان آورده و از اراضى خود كوچ داده روانه مكه شد . چون اين خبر به ابو سفيان بن حرب رسيد جمعى از مردم قريش را برداشته بر سر راه او آمد و گفت : اى اعشى نزد كسى مىروى كه هر چه تنآسائى و سرور تو بدانست بر تو حرام خواهد كرد . اعشى گفت : آن كدام است ؟ گفت : زنا كردن . اعشى فرمود : زنا خود ترك مرا گفت ، زيرا كه من از قدرت اين كار افتادهام . ديگر چيست ؟ گفت : قمار كردن . گفت : دور نيست در ازاى اين عمل مرا كار ديگر فرمايد . هم بگوى ديگر كدام است ؟ گفت : خمر خوردن . اعشى گفت : هرگز مرا با شراب شيفتگى نبوده ، اگر ترا رغبت تمام است اندكى در مشربهء من توان يافت برخيز و بنوش . ابو سفيان گفت : اى اعشى در اين كار احتياطى كن صد ( 100 ) شتر سرخ موى با تو عطا كنيم آن را اخذ كرده به خانهء خويش شو و ساكن باش ، اكنون ميان ما و محمّد صلّى اللّه عليه و آله كار بر مبارات و خصومت است ، تو گوش دار اگر او بر ما ظفر جست آهنگ خدمت او كن ، و اگر ما غالب شديم همچنان تو صاحب شتران خواهى بود . اعشى گفت : اين كار را مكروه ندارم . پس ابو سفيان ميان مردم قريش بانگ كرد كه : اى گروه عرب اگر اعشى به نزديك محمّد صلّى اللّه عليه و آله شود و همى در فضايل او گويد آتش فتنه در ما بيفروزد ، زود شتران او را حاضر كنيد . پس مردم صد ( 100 ) شتر بياوردند و او را دادند و اعشى عزم يمامه كرد و آن روز طىّ مسافت كرده به خانهء خويش رسيد از شتر به زير افتاد و بمرد .
--> ( 1 ) . ايلاء به معنى سوگند خوردن است . ( 2 ) . رثى : مرثيه كردن را گويند . ( 3 ) . كلالة : مانده و خسته شدن ، كسى كه نه پدر و نه فرزندان دارد ، كسى كه بستهء كسى باشد اما از اقوام نزديك مانند پسر و برادر و پدر نبوده و از خويشان دور باشد . ( 4 ) . وجى : مانده شدن ستور .